على محمدى خراسانى

11

شرح مكاسب (فارسى)

حرام غيرى آنست كه به خودى خود و با قطع نظر از حرام و معصيت ديگر ، حرام نبوده و مفسده ندارد بلكه در واقع مقدّمهء حرام ديگر است و به لحاظ اينكه حرام ديگرى بر او مترتب مىشود اينهم حرام شده است مثل اعطاء تازيانه بدست ظالم كه سبب ظلم و ضرب و جرح مظلوم مىگردد . حال آيا ولايت از جانب طاغوت از محرمات نفسيه است يعنى بنفسها و استقلالا و به همين عنوان ولايت و حاكم شدن و صاحب منصب شدن و تسويد الاسم فى ديوان الجائر حرام است چه معصيت ديگرى بدان ضميمه بشود و بدنبال آن تحقّق پيدا بكند « مثل ظلم ، قتل نفس محترمه ، تعرض به اموال و اعراض مردمان و . . . » يا از محرمات غيريّه است يعنى به خودى خود حرام نيست بلكه به جهت اينكه معمولا بدنبال والى شدن ، ظلم و قتل و غارت و . . . محقّق مىشود حرام است و الّا اگر اينها نباشند نفس تولّى امر من قبل الجائر بلامانع است ؟ [ ثمرهء بحث : اگر حاكم و والى مرتكب يكى از محرّمات مذكور نشود بنابر قول اوّل نفس ولايت حرام و موجب استحقاق عقاب است و بنابر قول ثانى عقابى نيست و اگر مرتكب ظلم و تعدّى شود . بنابر وجه اوّل دو عقاب دارد چون تعدّد اسباب موجب تعدّد مسببات است . و بنابر وجه دوّم يك عقاب دارد آن هم براى محرّمات خارجيّه‌اى كه بدنبال ولايت مرتكب شده نه براى خود والى شدن . ] مرحوم شيخ و قبل از ايشان مرحوم علّامه طباطبائى در مصابيح و بعض ديگر مدّعى شده‌اند كه ولايت بنفسها و به عنوان انّها ولاية حرام است و منتظر ترتّب معاصى ديگر از قبيل ظلم و بىعدالتى نيستيم و شيخ ره اين قول را از روايات باب استظهار مىكنند [ به اين بيان كه مثلا روايت تحف العقول مىفرمايد : فولاية الوالى الجائر و ولاية ولاته و . . . حرام محرّم . . . و مقيّد نكرده بود كه